سپیده مهرگان، کارشناس ارشد نقاشی و فعال در زمینه «هنرهای ترکیبی» در گفتوگو با میراث آریا در پاسخ به این پرسش که چقدر سعی کردی در تولید آثار هنری خود گریزی به تاریخ بزند و روایتگر تاریخ واقعی باشد گفت: تلاش من همواره در جهت پیدا کردن نشانههای زندگی در لابهلای دفتر تاریخ نفت و در پستوها و دالانهای پیچدرپیچ وقایع و هیاهوهای سیاسی آن روزگار است.
عضو موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر تهران در ادامه به دیگر جستجوهای کاوشگرانه خود در لابهلای تاریخ نفت پرداخت و افزود: از دیگر کوششهای من برای یافتن گچ ضد حساسیت اولین مدرسه انگلیسیها در منطقه سیبرنج مسجدسلیمان تا پیدا کردن بلیط یک قرانی اتوبوس انگلیسی در لابهلای دفاتر و اسناد قدیمی پدرم، بیرون کشیدن سینی فلزی ساخت بریتانیای کبیر از دست عتیقه فروش کم فروش و کم حوصله شهرم، گرفتن کلید و پریز برق و شیرآلات انگلیسی از صاحب سوپر مارکت سر کوی کارگر در حال تخریب خانه شرکتیاش؛ همهی اینها حل شدن در تاریخ است برای پیدا شدن هر آنچه که در سایهی سرد سیاست و تاریخ به همراه مردمش به انزوا و فراموشی سپرده شده است .
مهرگان در توضیح بیشتر درباره هنری که به کار میبرد تا گوشهای از تاریخ معاصر در قالب اثر هنری بازتاب پیدا کند اظهار داشت: آثار من اغلب مجموعه واکنشهاییست به کنشهای طبیعی و گاه غیر طبیعی که خروجی آن به عبارتی میشود «میکس مدیا آرت» یا به تعبیر دیگر «هنرهای ترکیبی».
این کارشناس ارشد نقاشی درباره اینکه نفت چرا مقوله مهمی برای ورود او برای تولید آثار هنری است گفت: موضوع نفت از بدو کودکی چون رود در ذهن من جاری بود، از همان زمانی که بلافاصله بعد از آتش بس به آبادان برگشتیم. آن زمان کودکی هشت و یا نه ساله بودم و تازه میتوانستم خوب ببینم و خوب بشنوم. بوی «گیس» پالایشگاه و صدای کاکا یوسف در آسمان و هوای شهری متروکه و زندگی در خانهای شرکتی در کوچهای باریک کنار پالایشگاه کافیست تا به جای بادبادک، چرخ و فلک، تاب و سرسره تمام دنیای یک کودک را پر کند. نمیخواهم شعارگونه حرف بزنم ولی مگر میشود زادگاهت آبادان باشد و پدر بزرگهایت کارگرهای شرکت نفت باشند و پدر و مادرت نان نفت را خورده باشند و تو رنگ و بوی نفت ندهی؟! نفت برای من مهم است چون در عرق جبین اجدادم حل شده و با دستان پینه بستهشان گره خورده است.
وی درباره جمعآوری گنجینههای نفتی شامل اشیاء و اسناد بیان کرد: حدود دو دهه است که در حال جمعآوری اشیاء و اسناد نفت هستم ولی این جریان برای من چیزی فراتر از طول زمان است و هیچگاه عطش پرداختن به این گنج و گنجینه برای من خاموش نمیشود.
سپیده مهرگان در ادامه به نگاه اجتماعی و مستند خود در تاریخ نفت پرداخت و افزود: روایت من از نفت هیچگاه نه مدافعانه بوده نه مغرضانه، نگاه من به نفت همیشه نگاهی اجتماعی و مستند بوده و تلاش من همیشه در یافتن و به تصویر کشیدن زوایای فراموش شدهی زندگی مردم شهرم بوده، مردمانی که نفت را بی هیچ ادعایی زیستهاند. روایتهایی ساده از زندگی مردمی ساده و صمیمی که اگر چه ناخواسته با نفت آشنا و همسایه بودند اما خودخواسته با واژههایی همچون صنعت و ثروت ملی، نفت کثیف و طلای سیاه، ابر قدرت و خاورمیانه، استعمار و استبداد غریب و بیگانه بودند؛ قصههایی شیربن و گاهی تلخ از لحظات شادی و غم، ضعف و غرور کواتر نشینهایی که حالا جز رد دستانشان بر دستگیره و کلید درهای چوبی خانههاشان اثری از گرمی وجودشان بر پیکر شهر باقی نمانده است.
این فعال «هنرهای ترکیبی» در بخش دیگری از گفتوگوی خود در پاسخ به این پرسش که از ابتدا تصمیم داشتی زیبایی ظواهر کشف نفت را نشان بدهی یا تیرگیهایش را اظهار داشت: نفت از سالیان دور تا به امروز در کوچه پس کوچههای شهرم گاه در ظاهر زنی زیبا با باطنی زشت و سیاه گذر کرده و گاهی در ظاهر زنی زشت با باطنی زیبا. نفت برای مردم سرزمین و شهرم هم غم به همراه داشته و هم شادی، هم عشق و هم گاهی نفرت، نفت توانسته در ذهن مردم شهرم یک روز امید بکارد و روز دیگر در جانشان بیم و تردید؛ در یک کلام نفت برای مردم شهر من همیشه هم درد بوده و هم درمان، این است که هیچگاه نمیتوان گفت که نفت مطلقا زشت و تیره است یا مطلقا زیبا .
انتهای پیام/
نظر شما